جایگاه طب سنتی در چین: چگونه طب سنتی در چین توسعه یافت؟

هم اکنون طب سنتی چینی از هویتی قانونی در قانون اساسی این کشور برخوردار بوده و بخش اعظمی از سیستم درمانی (HCS) و همچنین سیستم پیشگیری (PHC) این کشور است.

جایگاه طب سنتی در چین: چگونه طب سنتی در چین توسعه یافت؟

به گزارش حکیم نیوز؛ چین یکی از بزرگترین و پر جمعیت ترین کشورهای جهان با سابقه تاریخی کهن و دارای فرهنگ اجتماعی، تاریخی و علمی غنی می باشد. در طول تاریخ چین، علم پزشکی بخش مهم و لاینفک فرهنگ غنی مردم این کشور بوده است. در کتیبه های نگاشته شده بر استخوان ها یا لاک لاک پشتان بویژه در دوران "این شآن" ( قریب به 16 قرن پیش از میلاد مسیح )، مواردی مربوط به پزشکی و بهداشتی و انواع بیماری ها درج شده است. تاریخ علم پزشکی چین حاوی فراز و فرودهای متعددی بوده و پزشکان، داروسازان و گیاه شناسان مشهوری، کتابهای فراوانی را که از منظرهای مختلف به علم پزشکی نگریسته؛ به رشته تحریر درآورده اند. اندیشمندان چینی به کمک حکام زمانه و پذیرش بالای مردمی در حفظ، توسعه و همچنین ارتقای علم پزشکی کوشش فراوان داشته اند. هم اکنون طب سنتی چینی از هویتی قانونی در قانون اساسی این کشور برخوردار بوده و بخش اعظمی از سیستم درمانی (HCS) و همچنین سیستم پیشگیری (PHC) این کشور است.

تاریخچه طب سنتی در چین

طب سنتی چینی دارای تاریخچه ای به غایت طولانی است. نیاکان اوليه چینی ها در جدال با طبیعت چند داروی اولیه را به دست آوردند. آنها در زمانی که در پی غذا میبودند، دریافتند که بعضی از غذاها دارای  ویژگی هایی برای برطرف کردن برخی از امراض مشخص می باشند. این آغاز بهره گیری از گیاهان بسان دارو توسط نیای چینی ها است. در بازه ای که آنها در کنار آتش مشغول گرم کردن خویش بودند دریافتند که با داغ کردن موضعی با استفاده از سنگ یا خاک داغ که در برگ یا پوست حیوانی پیچیده شده باشد باعث از میان رفتن درد در آن همان موضع می شود. به گذر زمان و با توسعه بخشیدن بدین شیوه درمان، بعدتر شیوه ای از معالجه در چین رواج یافت که به آن، نام «فشارهای داغ طبی» اطلاق می شود. همچنین چینی های باستان به شکلی اتفاقی دریافتند که با خراش دادن در یک سوی بدن، درد موجود در سوی دیگر بدن زایل خواهد شد. پس از آن بود که شیوه درمانی خاصی با بهره گیری از سوزن های سنگی و سپس سوزن های استخوانی در چین رایج گردید که به مرور منجر به ایجاد طب خاصی به نام طب سوزنی شد. چینی ها به کمک طب سوزنی برخی از امراض از قبیل میگرن، التهاب های مفصلی و بیماری های پوستی را معالجه می کردند. این شیوه درمانی در میان چینیان پیشینه ای چهار هزار ساله دارد. بر پایه نوعی اعتقاد سنتی، چینی ها بر این باورند که هر گونه رویدادی در نتیجه تضاد بین دو ماده یا دو نیروی مخالف یکدیگر صورت می گیرد.

در حد فاصل سال های 770 تا 476 پیش از میلاد مسیح، طب سنتی چینی ها از قید و بند جادوگری رهیده و پزشکان متخصص چینی پرورش یافتند. در چین قدیم، اطبا با استفاده از کارکرد‌ویژه های حس پنجگانه بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه و چشایی و صحبت با بیماران و نزدیکان آنها، اطلاعات مربوط به بیماری را به طور جامع و منظم بدست آورده و سپس با بهره گیری از این اسناد به درمان بالینی می‌پرداختند.  به واقع شیوه‌های تشخیص در طب سنتی چینی عبارت است از: نظارت، استماع و استشمام، استفهام و سنجش نبض که شیوه‌های چهارگانه تشخیص بیماری اند. هر یک از این شیوه‌های چهارگانه تشخیص بیماری نقش خاص خود را داشته و نمی‌توان یکی را جایگزین دیگری کرد و برای درمان بالینی این موارد لازم است و در این صورت می‌توان با توجه به عوارض بیماری، نتیجه‌گیری صحیح انجام داد.

تاریخچه طب سنتی چینی سرشار از پزشکان نام آشنا و کتابهای معتبر است. اولین کتاب نوشته شده در طب مربوط به حدود 600 سال پیش از میلاد مسیح می باشد. این کتاب به نام Canon in medicine که در نسل های بعدی به عنوان دو کتاب یکی به نام Plain question و دیگری به نام Miraculous pivot شناخته شد. این کتاب دربرگیرنده تجارب نسل های پیشین و همچنین تئوریزه کردن طب می باشد. کتاب دیگری در دوران سلسله هان به نام The Herba نگارش گردید که نخستین کتاب در زمینه آداب پزشکی و به طور عمده دربرگیرنده مباحث متعدد دارویی است. علاوه بر آن این کتاب دباره به ۳۲۵ نوع مختلف دارو به طور مفصل بحث مینماید.

از اندیشمندان مشهور چینی Zhang zhonging میباشد که در سال ۳۰۰ پس از میلاد می زیسته است.کتاب این دانشمند مشهور به نام Treatis on Febrile Disease and Miscellaneous Disease می باشد، این کتاب ضمن شرح نظریه های طب، ۱۳ نسخه مربوط به امراض ناشی از تب و ۲۶۹ نسخه مربوط به سایر بیماری ها را ارایه و تشریح است. دانشمندی دیگر به نام Huang Fumi که نگارنده کتابی به نام A-B Clavic of Acupuncture and Moxibustion می باشد، این کتاب بیش از ۳۴۹ مکان برای استقرار سوزن های طبی در بدن را شرح می دهد. آقای Chao Yuanfang با کمک اندیشمندان دیگر حدود 600 سال پس از میلاد مسیح با گردآوری اطلاعات مختلف کتابی را تحت عنوان General treatis on the cause and symptoms of diseases را نگارش نمود. این کتاب دربرگیرنده توضیحات گوناگونی از ۱۷۰۰ سندرم است. این کتاب شامل اطلاعات و توضیحات دقیقی از اتیولوژی و پاتوژنز امراض مشخصی است. در سال ۶۵۷ دولت وقت چین به یکی از اندیشمندان خویش به نام Su Ying دستور داد که به عنوان مسئول گروهی بیست نفره از پزشکان و داروسازان چین، کتابی را در  زمینه داروهای سنتی چین تأليف کنند. این کتاب در سال ۶۵۹ تحت عنوان Chinese Materia Medica تألیف گردید که در نوع خود اولین فارماکوپه رسمی در دنیا است. این فارماکوپه حدود ۸۰۰ سال قدیمی تر از Nurembery pharmacopeia که در سال ۱۵۴۲ میلادی نوشته شده است.

در دوران سلسله Song  ( مصادف با سال های ۹۶۰ تا ۱۲۷۹ میلادی) ارگانی تحت نام Imperia Medical Bureau تأسیس گردید که عالی ترین مرکز برای ارزشیابی پزشکان در چین در زمان خود بود. در آموزش پزشکی سلسله سون، تدریس طب سوزنی با اصلاحات عظیم و مهمی همراه بود. وان وی یی کتابی تحت عنوان "نقشه طب سوزنی"، نقاط مناسب روی بدن مجسمه مسی آدم  تألیف کرده و دو مجسمه بزرگ مسی به اندازه قد انسان را برای طب سوزنی طراحی کرد، که شاگردان بر روی آنها آزمایش پزشکی انجام می دادند. این ابتکار برای توسعه طب سوزنی در آینده تأثیرات عظیمی برجای گذارد. همچنین در این بازه ارگانی دیگری تحت نام Bureau for correcting medical books به منظور گردآوری، طبقه بندی و بررسی تطبیقی متون کتب پزشکی در گذشته تأسيس گردید. Li shizhen  از اطبا و فارماکولوژیست های مشهور چين قدیم است که در قرن شانزدهم میلادی، هم عصر با سلسله Ming میزیسته، کتابی را با عنوان Compendium of Materia Medica نوشته است. این کتاب دربرگیرنده ۱۸۹۲ مفرده پزشکی و بیش از ۱۰۰۰۰ نسخه برای درمان امراض مختلف است.

در حد فاصل ۱۷۷۰ تا ۱۹۰۰ میلادی، نظریه های موجود در طب سنتی چینی نه تنها تصحيح، بلکه بشکلی جامع بسط و توسعه یافت. به طور نمونه در این سالها مطرح گردید که در برخورد با بیماریهای اپیدمیک یک طبیب باید این امراض را آنالیز، تفکیک و سپس قضاوت کند که این قضاوت بر اساس چهار مرحله از پیشرفت این بیماریها که این چهار مرحله شامل دفاع سطحی، دفاع داخلی، سیستم سازنده یا مغزی و همچنین گردش خون می باشد. در این زمینه کتب گوناگونی توسط دانشمندانی چون به رشته تحریر درآمده است.

یک قرن پیش بود که پزشکی و داروهای غربی به چین وارد شد و پزشکان چینی متوجه گردیدند که طب سنتی چین و طب غربی هر یک دارای محاسن خویش بوده و برخی نیز تلاش نمودند که دو طب یاد شده را در هم آمیزند. در دهه بیست قرن پیشین، مراکزی در چین بنیان گذاشته شد که در تلاش برای آمیختن این دو طب بودند و کتب متعددی را در این باره به رشته تحریر درآوردند.

دسته بندی و ویژگی های طب سنتی چین

طب سنتی چینی ها به مجموعه ای از روش های درمانی اطلاق می شود که در طول قرون متمادی در چین به وجود آمد. نگرش طب سنتی چین این است که فرایندهای جسم آدمی به هم وابسته بوده و دائما با محیط اطراف در تعامل به سر می برد، از همین رو روش های درمانی در پی کشف  عدم هماهنگی های میان بدن و محیط اطراف اند. همچنین طب سنتی چین بر چارچوب های فلسفی نظیر نظریه ژنگ‌فو و نظریه یین‌ینگ، بنا شده است. داروهای مورد استفاده در طب سنتی چین عموما در پیشگیری و تشخیص و درمان امراض کاربرد دارند. این داروها عمدتا فراورده های طبیعی، شامل داروهای گیاهی، حیوانی، معدنی، بیولوژیکی، و شیمیایی هستند.

الف - دسته بندی:

دانش طب قدیم چینی ها هم اکنون به دو بخش عمده تقسیم می گردد.

1) طب سنتی چین

طب سنتی چین شامل موارد ذیل است:

طب سنتی به طور کلی بیانگر نحوه برخورد با امراض با استفاده از مواد

طبیعی چون گیاه، حيوان، مواد معدنی و ...است.

طب سوزنی

حرارت درمانی

ماساژ درمانی

حجامت

2) مفردات پزشکی در چین

مفردات پزشکی چین شامل داروهای طبیعی و سنتی چین می باشند. این داروها نه تنها به صورت تک بلکه به صورت مخلوط با یکدیگر نیز وجود دارند، داروهای طبیعی می توانند از جنس گیاهان اعم از دریایی یا خاکی، حیوانات و مواد معدنی باشند.

ب - مشخصات اصلی طب سنتی چین

طب سنتی چین دارای مشخصه های متعددی در فهم و ادراک فیزیولوژی و پاتولوژی در بدن انسان و همچنین در تشخیص و درمان امراض است. این مشخصه ها در دو مورد ذیل دسته بندی می گردد:

  • تصور عام از موجود به طور یکجا و کلی

این مشخصه در طب سنتی چین بیان کننده این است که این طب به بدن آدمی بسان یک تمامیت موجود مینگرد، که این تمامیت با طبیعتی که در اطراف او قرار دارد در یک ارتباط تنگاتنگ و بسیار نزدیک بوده  و شامل سه زیر مجموعه فوق است:

1-1-  اتحاد در داخل بدن: طب سنتی چین بر این باور است که بدن متشکل از احشا، بافت ها و اندام متعدد بوده و هر یک از آنان دارای عملکرد فیزیولوژیک مختص به خویش بوده و معتقد است که تمامی اینها غيرقابل مجزا به لحاظ ساختمان، ارتباطات، شرایط و تأثيرات متقابل از یکدیگر اند. این روابط و تأثيرات متقابل پيرامون ۵ عضو (قلب، کبد، طحال، ریه و کلیه) که از طریق کانال ها و Collateral عمل میکنند قرار دارند، به طور نمونه قلب با روده کوچک ارتباط دارد و گردش خون را کنترل می نمابد و در زبان باز می شود. در زبان بازگردیدن بدین معنی است که از طریق زبان و وارسی آن، می توان امراض موجود در قلب را کشف نمود.

1-2- اتحاد ما بين بدن انسان و طبیعت: طب سنتی چین معتقد است که انسان در طبیعت زیست میکند و به طور مستقیم و یا غیر مستقیم به وسیله جابجایی یا دگرگونی ها در طبیعت تحت تأثير آن قرار میگیرد. به طور نمونه در شرایط عادی نبض (میزان، ریتم، حجم و ...) در فصول مختلف سال متفاوت بوده و با شرایط بیماری در صبح، ظهر و عصر و شب متفاوت است و یا شرایط جغرافیایی مختلف بر روی فیزیولوژی و پاتولوژی بدن انسان اثرات متفاوتی دارد.

1-3- تحرکات هدایتگر کلیت موجود بسان یک تمامیت: این مفهوم بدان معنا است که طب سنتی چین به لحاظ نگرش های فیزیولوژی و پاتولوژی هدایتگر مؤثری در زمینه تشخیص و همچنان درمان است. به طور نمونه در طب سنتی چینی مطرح است که قلب از یک ارتباط مستقیم با دهان برخوردار است. از همین رو هرگونه دگرگونی در کارکرد فیزیولوژی و پاتولوژی میتواند در دهان به ویژه زبان رویت شود، به طور مثال یک زبان رنگ پریده نشان از وجود یک کم خونی در قلب است.

 

۲- تشخيص و معالجه برمبنای یک واکاوی کلی از نشانه ها و علایم بیماری

منظور از Bian zheng در طب سنتی چین تجزیه و تحلیل داده ها، نشانه ها و علایم ناشی از بیماری که از طریق چهار روش تشخيص (دیدن، شنیدن و بوییدن، تحقیق، حس نبض و تپش قلب) به دست آمده است. البته امر فوق در پناه نظریه های موجود در طب سنتی چین میباشد. همچنین به دست آوردن یک رای قوی بدلیل، طبیعت و محل مرض و نیز ارتباط بین عوامل پاتوژنز و انرژی حیاتی و خلاصه کردن این دریافت ها در غالب سندرم میباشد. منظور از «shi zhi» تعیین شیوه معالجه مناسب بر مبنای نتیجه حاصل از تشخیص افتراقی بیماری با استفاده از علایم، نشانه ها و علل دیگر بیماری است.

در واکاوی بالینی دقت پزشک های طب سنتی چین بر روی موارد تفاوت و تشابه بين امراض متمرکز نمی شود، بلکه بر روی اختلاف بين مجموعه علایم بدنی و ذهنی سندرم متمرکز می شود. بدین روی سندرم های یکسان از یک راه مشابه مداوا می شوند در حالیکه سندرم های متفاوت به شیوه های گوناگون معالجه میگردند. بدین رو امکانپذیر است که امراض متفاوت با یک شیوه مشابه درمان شوند.

بررسی تحولات طب سنتی چین در قرن بیستم و جایگاه کنونی آن در سیستم بهداشتی این کشور

با آغاز ورود طب غربی در چین در اواسط قرن نوزدهم، اطبای سنتی این کشور کوشیدند تا با مطالعه آن، میان طب غربی و طب سنتی چینی ارتباط برقرار نمایند. طب نوین غربی تا حدودی زمینه ی توسعه طب سنتی چین را فراهم آورد. در ابتدای قرن بیستم بود که بیمارستان ها و دانشکده های متعددی بر این مبنا دایر شدند، بشکلی که تا میانه دهه سی قرن بیستم، قریب به 5600 دانشجو از این دانشکده ها فارغ التحصیل شدند. در این بازه بود که اختلاط و آمیختگی طب سنتی چین  با طب غربی شدت یافت. بهرحال این در هم آمیختگی به مرور زمان موجب ایجاد جدالی میان دو طب شد. دولت وقت چین تلاش نمود با محدود کردن طب سنتی این کشور در راستای توسعه طب غربی بکوشد، به طوری که در سال 1929 با صدور مصوبه ای، عملا مبادرت به ممنوعیت طب سنتی نمود.

با این وجود و بدلایل متعدد از جمله گرانی طب غربی این ممنوعیت منجر به کنار گذاشتن طب سنتی چینی نگردید و اهالی شهرهای بزرگ و روستاهای این کشور به استفاده از طب قدیمی شان ادامه دادند. به گذر زمان و با رفع محدودیت و ممنوعیت های دولتی، زمینه ی احيا و رشد مجدد طب سنتی چین همراه با مدرنیزه کردن آن در این کشور آغاز گردید. این امر موجب شد تا در مقطعی کوتاه، طب سنتی چین در نظام درمانی این کشور جایگاه ویژه ای بدست آورد.

علل اصلی رشد و ارتقای طب سنتی  چین در خلال پنجاه سال اخیر را می توان اینگونه بر شمرد:

اول آنکه استفاده از طب سنتی چینی بخشی از فرهنگ عمیق چینی ها می باشد. طب سنتی ریشه عمیقی در زندگی روزمره چینی ها داشته و برای قرون متمادی از آن استفاده شده است.

نکته دوم آنکه؛ درست یک سال پس از وقوع انقلاب چین در سال 1949، طب سنتی چینی از سوی دولت برسمیت شناخته شده و به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از سیستم درمانی و بهداشتی این کشور قلمداد شد. طب سنتی چینی در سال 1983 دارای هویت قانونی در قانون اساسی چین شد و ماده 21 این قانون ارتقا و توسعه طب جدید و طب سنتی چینی را از وظایف دولت دانسته که بیانگر برسمیت شناختن این طب می باشد. در سال ۱۹۸5 دولت مصوبه ای را تصویب کرد که در آن، دولت طب سنتی و طب غربی را در یک موقعیت برابر قرار میداد. یک سال بعد، یک مدیریت دولتی برای اداره امور مربوط به طب سنتی این کشور تأسیس شد. علاوه بر آن دولت یک سازمان شبکه ای مرتبط با طب سنتی چینی را ایجاد کرد که در سطح هر استان به طور شبکه ای تا مناطق روستایی نیز دارای مدیریت است. هم اکنون مدیریت طب سنتی بعنوان یکی از معاونت های وزارت بهداشت چین میباشد.

نکته سوم اما به صدور مجوز درهم آمیختگی و همپوشانی طب سنتی با پزشکی و داروسازی غربی از سوی مدیریت طب سنتی باز می گردد، امری که به ارتقا و توسعه همه جانبه طب سنتی منجر شد. اقدامات دولت در تشویق پزشکان طب غربی جهت آموختن طب سنتی و همچنین ترغیب اطبای طب سنتی به فراگیری پزشکی غربی از جمله اقدامات بنیادین مدیریت نزدیکی و اختلاط این دو نوع طب بود.

بر اساس آمارهای منتشره از سوی دولت چین در اواخر قرن بیستم، تا سال ۱۹۹۵ قریب به 2500 بیمارستان، ۳۲ دانشگاه و ۵۳ دبیرستان به شکل اختصاصی به طب سنتی چینی تعلق داشته است. بر این مبنا تا سال ۱۹۹۲ بالغ بر ۱50 مؤسسه تحقیقاتی در چین در این زمینه فعالیت کرده و بیش از ۹۵ درصد از بیمارستانهای عمومی و همچنین بیمارستانهای تخصصی این کشور، دارای دپارتمان طب سنتی است. در میان بیش از 275 هزار تخت برای بیمارانی که از طب سنتی استفاده می نمایند در این بیمارستان ها اختصاص یافته است. تعداد اطبا و داروسازان این حوزه در چین نیز به ترتیب 340  و 100 هزار نفر می باشند.

شرح وظایف معاونت طب سنتی در وزارت بهداشت چین

همانگونه که پیشتر ذکر آن رفت، هم اکنون مدیریت طب سنتی بسان یکی از معاونت های وزارت بهداشت چین میباشد. معاونت یاد شده در سال 1983 و جهت توسعه و سیاستگزاری در زمینه داروهای گیاهی و طب سنتی پایه گذاری شد.  بکوشش بخش روابط بین الملل این معاونت،  طب سنتی چین توانست به طور علمی و عملی به دیگر جوامع راه یافته و همچنین از حمایت های فکری، فنآوری و مالی آنها و همچنین ارگان های بین المللی بهره مند شود.

سوی دیگر مسئله آنکه آموزش طب سنتی چینی به کسانی که خواهان یادگیری این علم در سرتاسر جهان هستند، سبب شده تا نه تنها این طب از جهت کیفی در داخل چین رشد ایده آلی پیدا نماید، بلکه موجب شده تا از این طریق منابع مالی گسترده ای برای توسعه این طب در چین ایجاد کند.

رسالت یادگیری طب سنتی در این کشور بر عهده مدارس و دانشگاههای مربوطه است که در این باره تمامی اقشار مورد نیاز تربیت می گردند. آموزش های یاد شده، مشمول تمامی پزشکان عمومی، پزشکان متخصص، داروسازان و تکنسین های دسته های مختلف می باشد. در این زمینه علاوه بر دانشگاه ها، مراکز متعدد تحقیقاتی نیز مبادرت به آموزش طب سنتی به متقاضیان می نمایند.

در رابطه با جایگاه داروهای طب سنتی در چین نیز بایستی گفت که داروهای گیاهی در این کشور دارای موقعیتی قانونی بوده و از این منظر "دارو" لحاظ می شوند. از همین رو جهت اخذ مجوز ساخت و ورود به بازار می بایستی دارای ویژگی های منحصربفردی باشند که شامل ایمنی، اثربخشی، سمیت و ... میشود. دارو های طب سنتی در چین بیشتر به صورت جوشانده، مخلوط، پودر، قرص، ضماد، شیاف و مرهم مصرف می شده اند. داروهای گیاهی جدید بایستی برمبنای قوانین دارویی مورد آزمایش قرار گرفته و سپس به تایید نهایی برسند. پس از اخذ تایید نهایی گواهی «داروی جدید» صادر شده و شماره «تایید دارو» لحاظ می گردد، که متعاقب آن کارخانه میتواند داروی فوق را وارد بازار نماید. بررسی ادعاهای متقاضی ثبت دارو بر عهده آزمایشگاه کنترل معاونت طب سنتی وزارت بهداشت این کشور است.