رابطه معنوی بشر و علم طب

طب معنوی درد را نشانه و نقشه و موهبت می‌داند و سعی می‌کند از طریق آن به کنه علت پی ببرد.

رابطه معنوی بشر و علم طب

به گزارش حکیم نیوز: طب مدرن جزء‌نگر است و تحلیل اجزا و عناصر را بدون توجه به دیگر اجزا و رابطه‌ آن‌ها با یکدیگر انجام می‌دهد. پزشک مدرن به بیماری نگاه می‌کند و نه بیمار. او برای درمان درمان کمردرد شما، به مشکل احتمالی گوش شما نگاه نخواهدکرد. او فقط عکس ام آر آی را می‌بیند. او متوجه نیست که بر فرض مثال یک پادتن ممکن است یک عارضه را از یک عضو بردارد، اما روی عضو دیگر تاثیری نامطلوب داشته باشد. و همین باعث رواج بیش از اندازه‌ آنتی‌بیوتیک‌ها در پزشکی عمومی مدرن شد. در حالی که طب‌های معنوی کل‌نگرند و به بیمار نگاه می‌کنند نه بیماری. آن‌ها در پی درمان حال عمومی فرد هستند، نه یک عضو خاص از او. 

طب مدرن عارضه‌محور است و سعی می‌کند تب را رفع کند و پایین بیاورد. اما برای رفع علت تب راه‌کاری ندارد. حال آن که طب معنوی درد را نشانه و نقشه و موهبت می‌داند و سعی می‌کند از طریق آن به کُنه علت پی ببرد.

طب معنوی قبل از اینکه یک دانش عملی باشد جزئی از یک نظام معرفتی است. هم‌چنان که طب مدرن نیز در قالب‌های پوزیتیویستی منسوخ معنادار است. قالب پوزیتیویستی هر چند نزدیک به پنجاه سال است که در نظر کنار گذاشته شده، اما هم‌چنان در قلمرو اقتصاد و حکومت غیرقابل حذف می‌نماید و گویا سرنوشت آن به سرنوشت کارتل‌های بزرگ گره خورده است.

اما در نظام معنوی انسان با طبیعت و جهان پیوند می‌خورد. نظامی که در آن انسان زیاده‌خواه، مصرف‌گرا و سودباور نیست. برای سود بیش‌تر در ژن‌ها دست‌کاری نمی‌کند. درون آدمی را انبانی از مواد شیمیایی مصنوعی نمی‌کند. به مرغ‌ها هورمون تزریق نمی‌کند. برای لذت‌جویی و منفعت‌طلبی لحظه‌ای‌اش به خوراکی‌ها، افزودنی‌های نگه‌دارنده و رنگ‌های سرطان زا اضافه نمی‌کند. برای رفاه بیش‌تر خود طبیعت را به نابودی نمی‌کشاند و آب و هوا و خاک را آلوده نمی‌کند. در سبک زندگی نظام‌های معنوی انسان جزوی از طبیعت است نه مسلط بر آن. 

در طب‌های معنویت گرا طعام و تغذیه‌ سالم نقشی محوری در طب بازی می‌کند به طوری که در روایات داریم شما تبدیل به چیزی می‌شوید که می‌خورید. در این سبک انسان کمتر بیمار نمی‌شود و چنان‌چه بیمار شد، در طبیعت و با راه‌های آسان و کم‌هزینه درمان می‌شود.

درمان به مثابه‌ی طریقت 

طب معنوی نیز مثل سایر الگوهای طبابت جزئی از یک نظام معرفتی و اخلاقی است. در این نظام انسان و انسانیت یک کل پیوسته است و با طبیعت و اخلاق و تاریخ و فرهنگ و سیاست درآمیخته شده. در این نظام همه چیز به همه چیز ربط دارد و به انسان در کلیت هستی به مثابه‌ی یک سازمان واحد و درهم‌تنیده نگریسته می‌شود.  این است که این طب خود بخشی از طریقت و شریعت محسوب می‌شود. این طب بخشی از راهی است که بشر باید برای حصول به معنا طی کند.

طب- طریقت دو استوانه‌ی اصلی دارد که همه چیز حول آن می‌چرخد.

الف. معنویت: به عنوان برون‌داد انسان به هستی

ب. خوراک: به عنوان درون‌داد هستی به انسان

کلمات و خوراک بنیادهای درمانی طب‌های معنوی قلمداد می‌شوند و همواره بر پاک بودن و مقدس بودن آن‌ها تاکید می‌شود. در طب معنوی تمام پیش‌گیری‌ها و درمان‌ها از اینجا آغاز می‌شود. 

مصطفی آقامحمدلو