دکتر شیرمردی بررسی کرد:

تشخیص بیماری ها از طریق عنبیه چشم

حکیم نیوز:چشم های شما نمایشگر مغزتان است؛ به همین دلیل است که به عنبیه پنجره روح می گویند، قسمت رنگی چشم که در پشت قرنیه قرار دارد باعث می شود چشم هایتان آبی، سبز، قهوه ای و رنگ های دیگر باشد و این بخش درست مثل یک شناسنامه خصوصی و منحصر به فرد نظیر اثر انگشت عمل می کند.  این روزها پزشکان از طریق تغییر در رنگدانه ها و ساختار  عنبیه می توانند به طبیعی و یا غیرطبیعی بودن فعالیت های بدنتان پی ببرند؛ دکتر ابوالفتح شیرمردی متخصص طب سنتی و عنبیه شناس برای ما از کارکردهای عنبیه شناسی یا ایریدولوژی در تشخیص و درمان بیماری ها می گوید:

تشخیص بیماری ها از طریق عنبیه چشم

از چه زمانی به طب سنتی و مکمل و به ویژه عنبیه شناسی علاقمند شدید؟

من به خاطر علاقه زیادی که به طب مکمل داشتم ابتدا با طب سنتی شروع کردم، بنده پزشک عمومی بودم و در سال 81 نزد استاد خیراندیش برای اولین بار در حوزه طب سنتی دوره دیدم و بعد وارد کارزار شدم و تجربه های زیادی کسب کردم. به‌طورکلی باید گفت که در بسیاری از نقاط جهان، طب سنتی پوشش‌دهنده طب نوین است. اما بااین‌حال متأسفانه طب سنتی خودمان آن‌طور که بایدوشاید کامل نیست و حکمای ما نتوانسته‌اند یک سلسله از مسائل را باز و حل کنند. بنده وقتی با طب سوزنی آشنا شدم دیدم که طب سوزنی چین فراگیرتر و وسیع تر از طب سنتی ما است. گفتنی است که در کنار طب سنتی آرام آرام با سایر طب های مکمل آشنا شدم مانند عنبیه شناسی، طب فشاری و طب سوزنی که به یاری خدا طب سوزنی را به صورت پیشرفته فراگرفته ام. در مجموع باید گفت که  مجموعه این طب ها تحت عنوان طب تلفیقی است که ما سعی کردیم با تلفیق تجربیاتمان با یکدیگر این طب را در جهت سلامت عمومی جامعه و درمان و پیشگیری بیماری ها به کار بگیریم در وآقع باید گفت که طب مکمل یک روش ساده و کم هزینه جهت تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماری ها است.

اولین کسانی که به عنبیه شناسی و رهیافت صحیح نسبت به تشخیص بیماری ها از این طریق رسیدند چه کسانی بودند و چگونه؟

در رابطه با تاریخچه عنبیه شناسی باید گفت که حدود سه الی چهار قرن پیش در سال 1370 میلادی محققان دریافتند که در موزه های مصر یکسری تصاویری وجود دارد که در آنها روحانیون آن زمان با نقشه هایی که در اختیار داشتند، چشمان فرعون را با همین مبحث عنبیه شناسی درمان و بررسی می کردند. در همین زمینه هم یک طبیب یونانی به نام فیلیپوس میر کتابی را آن موقع چاپ کرده بود تحت عنوان کُروماتیکا مِدیکا که به دنبال آن اطباء دیگر نیز به این طب روی آوردند از جمله دکتر پژلی اولین ایدئولوژیست قرون اخیر که مجارستانی بود.

او در سال 1861 با درمان جغدی که پایش آسیب دیده بود متوجه یک نوار مشکی رنگ در چشم حیوان می شود، بعد از بهبودی او پی می برد که چشم جغد بهتر شده و خطوط سفید رنگی جایگزین نوار مشکی شده است. در همین زمان است که پی به رابطه احتمالی بین عنبیه و بیماری های داخل بدن می برد و این روند همین طور ادامه داشته تا این که اخیرا دکتر برنارد جیمز مجموعه این نقشه ها را در سال 1950 در ایالات متحده استخراج و چاپ کرده که این امر مورد توجه پزشکان استرالیایی، کانادایی، آلمانی، انگلیسی و آسیایی قرار گرفته است. همچنین گفتنی است که نخستین کتاب عنبیه شناسی در آمریکا توسط پزشک اتریشی در سال 1904 به چاپ رسیده است.

در حال حاضر آیا در کشورهای پیشرفته از این دانش استفاده می کنند؟

بله، این روش یک روش باسابقه طولانی و بی خطر و ارزان است که بسیار مورد توجه پزشکان، حتی پزشکان آسیای شرقی مانند چین قرار گرفته همچنین در آمریکا نیز در حال حاضر به یکی از با ارزش ترین ابزارهای تشخیص برای پزشکان طبیعت درمانی تبدیل شده است. در کشورهای دیگر نیز کسانی که نیم نگاهی به طب سنتی و مکمل دارند به این مسئله نیز توجه کرده اند.

با توجه به اینکه عنبیه شناسی یک شیوه تشخیصی است آیا از این راه می توان به تشخیص قطعی بیماری ها رسید؟

از دیدگاه عنبیه شناسی در حقیقت چشم انسان آیینه ای از تمام اندام ها و ارگان های درونی بدن است و تغییرات رنگ، بروز لک، تغییر اندام مردمک و نکات ریز دیگر در داخل چشم بسیاری از بیماری ها را نشان می دهد. البته ما ادعا نمی کنیم که بیماری مشخصی را از این طریق قطعا تشخیص می دهیم. این عمل یک نوع نقشه راه است و ما را بیشتر با دیس هارمونی ها آشنا می کند. در واقع این روش می تواند سلامت، ضعف، التهاب ها و علائم برخی از بیماری های بدخیم را از طریق دیس هارمونی عنبیه مشخص کند و زمینه های اکتسابی، ثانویه، عملی و غیره بیماری فرد را بیان کند، در ادامه مسیر تشخیص ما می توانیم از آزمایش ها و سایر ابزارهای تشخیصی طب نوین نیز استفاده کنیم.

لطفا برای خوانندگان ما مثالی در این زمینه بزنید؟

بله، در یکی از مراجعه کنندگان از طریق عنبیه شناسی به سرطان سینه مشکوک شدم و برای تشخیص دقیق تر او را به ماموگرافی فرستادم بعد از انجام آزمایش نوعی از سرطان تشخیص داده شد، پزشک متخصص متعجب شده و از بیمار درباره چگونگی تشخیص پیش از آزمایش پرسیده بود و او هم در جواب اینطور  گفته بود که یک عنبیه شناس موفق به تشخیص بیماری شده است، با این مثال باید گفت نمی توان از طریق عنبیه شناسی نسبت به تشخیص قطعی بیماری اقدام کرد ولی این شیوه بسیار کمک کننده است چرا که نسبت به سایر روش ها کم هزینه تر است، در واقع شما می تواند با مراجعه به یک عنبیه شناس با کارکرد و وضعیت عملکرد معده، روده، کبد و سایر اجزاء بدنتان آشنا بشوید.

از روی عنبیه چطور بیماری های داخلی تشخیص داده می شود؟

 جالب است بدانید که وضعیت اعضا و ارگان های قسمت راست بدن در چشم راست، وضعیت ارگان های قسمت چپ  در چشم چپ و وضعیت و عملکرد ارگان های میانی بدن نیز در هر دو چشم دیده می شوند؛ بنابراین اگر ما نقشه راه و نقاط جغرافیای بدن یعنی آناتومی بدن را بدانیم راحت میتوانیم، هم جایگاه اعضاء بدن را شناسایی کنیم و هم مشکلات اعضاء را به راحتی تشخیص دهیم. به طور مثال می توانیم نارسایی کلیوی را خیلی راحت در عنبیه تشخیص بدهیم و قبل از این که فرد به مرحله ای برسد که از طریق کیت آزمایشگاهی این مشکل تشخیص  داده شود می توان از طریق عنبیه شناسی آن را تشخیص داد و با روش های ساده بیماری را درمان کرد. در خصوص بیماری هایی که از طریق این علم می توان شناسایی کرد نیز باید گفت که این علم بیماری هایی مانند، کبد چرب، یبوست، دیابت، اختلالات ایمنی بدن، آلرژی، بیماری های پوستی، ضعف کلیه، انواع کولیت ها، اختلال در جذب کلسیم، پوکی استخوان، ضعف قلب و کبد، ام اس، آلزایمر، پارکینسون و بیماری های داخلی و اعصاب و روان را تشخیص می دهد.

آیا عنبیه شناسی بخشی از طب سنتی است؟

عنبیه شناسی با طب سنتی مرتبط است یعنی ما از این طریق می توانیم مزاج های چهارگانه را با توجه به بافت فیبرهای عنبیه و رنگ و میزان تراکم آنها و یا شکاف های مابین آن تشخیص دهیم، در تشخیص زخم معده عنبیه شناسی مؤثر است و حتی پیش از اقدامات تهاجمی مانند اندوسکوپی و کلونسکوپی می توان از این روش ارزان و بی خطر برای تشخیص ابتدایی بیماری بهره برد.

اصولا بر اساس چه معیاری در عنبیه شناسی، پزشک یا درمانگر قادر به تشخیص و یا معالجه بیماری ها می شود؟

فرضیات اصلی  که در عنبیه شناسی مدنظر است این است که هر نوع آسیب دیدگی در بافت بدن و هر نوع شرایط غیر عادی بافت، در عنبیه چشم ظاهر می شود. مجموع اعصاب سمپاتیک بدن به نوعی به عنبیه وصل است. به طور مثال اگر کسی مشکلاتی مانند مسمومیت روده و معده، مسمومیت ناشی از آلودگی و قرص روان گردان رنج ببرد بر روی اندازه مردمکش مشخص می شود، امروزه مردمک شناسی یا صلبیه یک علم جدید است که قادر به تشخیص بسیاری از بیماری هاست.

همانطور که گفتیم هر عضوی از بدن به تناسب در عنبیه مشاهده می شود؛ بنابراین علائم خاص و رنگ های خاص در عنبیه شناسی موثر است و نهایت دو پزشک روس به نام های ولفور و آمانشو به بررسی نتایج گذشته پرداختند و آن ها را با یکسری از نتایج ازمایشگاهی تطبیق دادند و پی بردند که بسیاری از این نتایج با یکدیگر همپوشانی دارد و تسریع کننده در تشخیص بیماری ها هستند. اهمیت اصلی عنبیه شناسی در حوزه تشخیص است و در حوزه درمان هم این افرادی که به این علم روی می آورند بیشتر از طریق درمان طب سنتی و یا طب سوزنی بیماری ها را برطرف می کنند.

آقای دکتر در میان صحبت هایتان به ارزان بودن شیوه تشخیص عنبیه شناسی گفتید؛ رویکرد نظام درمانی کشور به این موضوع چگونه است؟

با اینکه طب سنتی در وزارت بهداشت جایگاه مناسبی را پیدا کرده ولی در مجموع امروزه اقبال به طب مکمل بیشتر در دو قالب طب سنتی و طب سوزنی است؛ البته در حال حاضر در میان شاخه های مخلتف طب مکمل؛ خوشبختانه طب فشاری و هومیوپاتی جایگاه خوبی دارند اما به جرئت می توان گفت که عنبیه شناسی جایگاه آخر را به خود اختصاص داده است؛ زیرا این دانش به تازگی در کشور ما مطرح شده و اگر بررسی کنید پی می برید حداکثر هفت الی هشت سالی است که این طب به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته است.

به نظر شما با توجه به نوپا بودن این دانش در کشور ما، چه کارهایی برای توسعه اصولی آن می توان انجام داد؟

یک سلسله از اقدامات، لازمه افزایش و پیشرفت این طب در کشور ماست در وهله اول این علم باید در اختیار پزشکان باشد و توسط هر فرد علاقمند و غیرعلمی فراگرفته نشود؛ زیرا این اتفاق سبب تثبیت جایگاه عنبیه شناسی در وزارتخانه می شود. سپس با تدوین آیین نامه های آموزشی و معرفی اساتید مجرب، این علم به عنوان طرح درس و سرفصل آموزشی دانشجویان پزشکی و همکاران رزیدنت قرار گیرد. این علم در بخش های متعددی مثل آزمایشگاه ها، پیراپزشکی و غیره کاربرد دارد در نتیجه لازمه پیشرفت عنبیه شناسی در ایران، مستندسازی علمی آن توسط وزارت بهداشت و استفاده از اساتید برجسته داخلی و خارجی در این زمینه است تا این دانش به دست افراد غیرعلمی نیافتد؛ زیرا در این علم کسانی موفق تر هستند که حداقل دوره پزشکی عمومی را گذرانده و با آناتومی بدن آشنایی نسبی داشته باشند. در ادامه نیز با ورود نهادهای قانونگذار مثل مجلس این مقوله به شکل قانونی دربیاید و دنبال شود. اکنون این علم در خارج از کشور دارای دوره های دکترای تخصصی است و در شبکه تشخیص بیماری ها به صورت جدی مورد استفاده قرار می گیرد ما نیز می توانیم در حد یک دوره چهارساله PHD بر روی این علم تمرکز و سرمایه گذاری کنیم و با دریافت نقاط قوت و ضعف آن و بهره گیری از متون خارجی نسبت به استفاده عموم جامعه از آن اقدام کنیم. این دانش در تشخیص زودرس بیماری ها می تواند به علم نوین کمک کند البته ممکن است که در این میان افرادی باشند که اعتقاد  چندانی به این علم ندارند یا این که در حوزه تجهیزات پزشکی مدرن فعالیت کنند و به دلیل تضاد منافع و آسیب خوردن به بازارشان با این دانش مخالفت جدی کنند./

نفیسه زارعی