شتر پای ثابت سفره عید قربان

کارری، دیگر جهانگرد ایتالیایی که در اواخر دوره صفوی همزمان با سلطنت شاه سلیمان به ایران آمده، از مراسم قربانی کردن شتر تصویری ارائه می‌دهد که گویا این مراسم در آن دوران ارزش دیرین خود را از دست داده و مثل گذشته نبود.

شتر پای ثابت سفره عید قربان

عید قربان و مراسم مرتبط با آن در دوره صفوی و قاجار از چشم برخی سفرنامه‌نویسان غربی و شرقی دور نمانده است. در اینجا نگاهی می‌اندازیم به نوشته‌های چند سفرنامه‌نویس و آنچه در توصیف مشاهدات خود بر کاغذ آورده‌اند.

سلطان صفوی و شتر قربانی

دلاواله سیاح ایتالیایی عصر صفوی درباره مراسم عید قربان در دوره شاه عباس می‌نویسد: «... سه روز قبل از عید، یک شتر ماده را درحالى‏که به گل بنفشه و گل‌هاى دیگر و حتى سبزى و برگ و شاخه‌هاى کاج زینت داده‌اند در شهر مى‏گردانند و براى او نقاره و طبل و شیپور مى‏زنند و یک نفر روحانى مسلمان‌ نیز گاهگاه اشعارى مى‏خواند و سخنان دینى بر زبان جارى مى‏سازد. هرجا این شتر مى‏گذرد، مردم دور او جمع مى‏شوند و دسته‏اى از پشم او را به‌عنوان تبرک و تیمن مى‏کَنند و حفظ مى‏کنند. این جریان سه روز به طول مى‏انجامد و سپس در روز عید، صبح خیلى زود یعنى قبل از سر زدن آفتاب بعد از نماز صبحگاهى تمام سران و بزرگان حتى خود شاه در هرجا که هست با جمع کثیرى از مردم هر طبقه و دسته، جمعى سوار و جمعى پیاده در محلى خارج از شهر با سلام و صلوات و سروصدا، جمع مى‏شوند در آنجا حلقه بزرگى از تماشاچیان تشکیل مى‏شود. چون در مشرق‏ زمین پنجره رو به خیابان وجود ندارد، مردم از بالاى در خانه‌ها و دکان‌ها و دیوار باغ‌ها منظره گذشتن شتر را تماشا مى‏کنند.»

کارری، دیگر جهانگرد ایتالیایی که در اواخر دوره صفوی همزمان با سلطنت شاه سلیمان به ایران آمده، از مراسم قربانی کردن شتر تصویری ارائه می‌دهد که گویا این مراسم در آن دوران ارزش دیرین خود را از دست داده و مثل گذشته نبود.

قاجارها و نحر شتر

دکتر فوریه مراسم عید قربان‏ در عصر ناصرالدین شاه را این‌گونه روایت کرده است: «عید قربان‏ را مسلمین به یادگار حضرت ابراهیم مى‏گیرند و در این روز هر مسلمان مومنى باید لااقل جوجه‌ای را سر ببرد. سلطان عثمانى به دست خود گوسفندى را در اسلامبول قربانى مى‏کند ولى در تهران شاهنشاه امر به کشتن شترى مى‏دهد تا از سلطان عثمانى عقب نمانده باشد و چون از مباشرت به نحر شتر اکراه دارد هر سال از این حق شاهانه صرف‏نظر مى‏کند و آن را به یک نفر شبیه خود که روز عید لباس فاخر در بر مى‏کند و بر اسبى آراسته مى‏نشیند وامى‏گذارد... مراسم نحر در میدان نگارستان صورت مى‏گیرد و شاه با لباس تمام رسمى با همراهان در بالاخانه مى‏نشیند. جمعیت زیاد در کنار منازل اطراف یا روى پشت‏ بام‌ها براى تماشا مى‏ایستد. شتر را که سراپا غرقه در زینت و آرایش است از خیابان ظل‌السلطان با یک دسته نظامى وارد میدان نگارستان مى‏کنند... در وسط میدان جل و جهاز لطیفى را که بر او انداخته بودند برمى‏دارند و با یک نیزه حلقوم او را مى‏شکافند.

هانری رنه دالمانی، سیاح فرانسوی که در اواخر عهد مظفری به ایران آمد و ورودش به تهران همزمان با آغاز سلطنت محمدعلی شاه بود، در سفرنامه خود «از خراسان تا بختیاری» مطالبی درباره چگونگی مراسم عید قربان آورده است: «بزرگ‌ترین عید مسلمانان عید قربان است. در این‏روز هر مسلمانى باید حیوانى را قربانى کند. توانگران گاو و گوسفند قربانى می‌کنند و فقرا اگر بتوانند به‌کشتن مرغى اکتفا می‌نمایند. در دوران سلطنت سلسله صفویه در دربار ایران شتر قربانى می‌کردند، این رسم هنوز هم در ایران باقى است و شاه باید در این ‏روز شترى قربانى کند. به‌طوری‌که نقل می‌کنند گویا شاهان قاجار از انجام چنین عملى کراهت داشتند و به‌جاى خود کسى را وکیل می‌کردند که قربانى کند. وکیل در این‏روز لباس شاه را می‌پوشد و مانند او سروصورت خود را آرایش می‌دهد و جواهر زیادى به سر و سینه خود می‌زند و با شکوه و تجمل معمول سلطنتى به‌عمل می‌پردازد.

چند روز قبل از عید قربان شترى را زینت می‌کنند و در تهران می‌گردانند و عده زیادى از سربازان و مطربان با سازوآواز در دنبال او حرکت می‌کنند. صبح روز عید شتر را با آرایش و تجملات بیشترى از ارگ سلطنتى بیرون می‌آورند، شاه مصنوعى در پیشاپیش آن با تشریفات و تجملات سلطنتى در حالی که جمعى از درباریان او را احاطه کرده‌اند سوار بر اسب حرکت می‌کند. این شاه دروغى لباس ابریشمى سبزى پوشیده و طاقه شالى را هم که شاه اصلى در مقابل چنین عملى به او بخشیده حمایل کرده است. در دنبال او هم نمایندگان اصناف تهران پیاده یا سوار بر قاطر حرکت می‌کنند و هرکدام حوله یا بقچه‌ای به‌گردن بسته‌اند که باید قسمتى از گوشت شتر را در آن جاى دهند.

چون این شاه مصنوعى با آن شکوه و جلال به‌مقابل کاخ نگارستان رسید توقف می‌کند و مستخدمان زینت‏هاى شتر را برمی‌دارند و آن را عریان می‌کنند و روى زمین می‌خوابانند، در این موقع شاه مصنوعى جلو می‌آید و نیزه‏اى در گلوى آن فرومی‌برد، پس از آن شتر را قطعه‏ قطعه می‌کنند و هر یک از نمایندگان اصناف قسمت خود را می‌برند.»