طبایع چهار گانه و یک جدل تاریخی

اینکه قدمای یونان بسیار پیش تر از اخلاط سخن گفته اند، به معنی غیر دینی بودن مفهوم طبایع چهارگانه نیست

طبایع چهار گانه و یک جدل تاریخی

حکیم نیوز: مسأله طبایع یا خلط های چهارگانه که یکی از اصلی ترین مفاهیم در طب مکمل و حتّی طبّ قدیم به شمار می رود، تاریخی کهن در علوم قدیم دارد. پیش سقراطیان که در هستی شناسی به دنبال چگونگی تشکیل ساختار جهان بودند، بارها از عناصر سخن گفته اند. گاهی آب را منشاء تشکیل جهان دانسته اند و گاهی اتمیست ها ذرّات مختلف را ماده اولیه تلقی کرده اند. این کندکاوهای علمی و گاه بسیار پیچیده پیش سقراطیان بر فلاسفه بعدی نیز اثرگذار بود. ارسطو و افلاطون نیز به نفصیل از عناصر اربعه سخن گفتند. افلاطون با نظام هندسی خود به هر عنصر ماهیتی فضایی و حتی ریاضی بخشید و ارسطو نیز در توضیح جهان فلسفی خود آن را بکار گرفت.

با رشد علوم در قرون طلایی جنوب شرق جهان اسلام بزرگانی چون فارابی و بوعلی و ابوریحان نیز بر این مبنا سخن ها گفتند و از همان دوران ابتدایی طب نیز به عنوان یکی از مداخل حکمت از این عناصر بهره گرفتند. عناصر در پزشکی قدیم عبارتند از: آب، خاک، هوا و آتش. طب اخلاطی بخشی از فلسفه بوده و بنابراین طب قدیم نیز برگرفته از طبیعیات فلسفه‌ است. تاریخ طبّ ایران نیز نشان می‌دهد که بیشتر حکما مثل ابن سینا و رازی فیلسوف بوده‌اند.

مزاج‌شناسی (temperamentology) یک مفهوم زمینه ای در طب ایران است. ابن سینا در کتاب قانون می نویسد که دو عنصر سنگین، یعنی خاک و آب، سازنده اعضای بدن هستند و دو عنصر سبک، یعنی آتش و هوا، سازنده روحند.

همواره در سطوح مطالعاتی تاریخ و فلسفه پزشکی قدیم، جدلی بین موافقان و مخالفان طب مکمل وجود داشته که در آن عده ای طبایع چهارگانه را مفهومی دینی و اسلامی و حتی ایرانی تلقی نمی کنند و عده ای دیگر نیز با اشاره به برخی از روایات مندرج در کتب حدیثی –خواه روایات مجهول و ضعیف باشد و خواه متواتر و متقن- تأیید ائمه برای این تقسیم بندی ارگانیک در بدن حیوانات و انسان را به عنوان سندی مبنی بر اسلامی بودن آن تلقی می کنند.

تشابه یا وام گرفتن علوم؟

مسأله این است که ما مشترکات و مشابهات زیادی را در تاریخ علم و حتی ادیان الهی در ادوار و جغرافیاهای مختلف سراغ داریم و یک پژوهشگر حرفه ای نباید هر تشابهی را به وام دار بودن و تقلید یک نحله از نحله دیگر تلقی کند. مردمان در هر برهه تاریخی و در هر قاره ای پیوسته در حال جستجوی حقایق علوم هستند و نهی طبایع از طب مکمل  مثل این است که بگویند "میزان" در پل چینود زرتشتی همان علی علیه السلام در اسلام است و این تطبیق را چنین تعبیر کنیم که اسلام یک کپی ناشیانه از کیش زرتشت است. جستجو کننده تاریخ علم و دین می داند که کشف همزمان و اظهار یک حقیقت توسط اقوام و اعصار مختلف به نوعی گویای اهمیت و مبنایی بودن مفاهیم است.

اخلاط اربعه مبنای مهم طب کهن

درباره طبایع چهارگانه نیز ماجرا به همین روایت است. اینکه قدمای یونان از آن سخن گفته اند نه به معنی غیر دینی بودن اخلاط بوده و نه الزاما بدین معناست که طب اصیل به طور کامل نسخه کپی شده طب یونانی است.

 مصطفی آقامحمدلو