ظرفیت عشق ورزی و شفای خاطر

آفرینش عشق و عشق ورزی، احتمالاً قدمت و اصالتی فراتر از تاریخ بشر دارد. به این معنا که پیش از آفرینش انسان، عشق آفریده شده بود و دلیل آفرینش انسان هم عشق بوده است.

ظرفیت عشق ورزی و شفای خاطر

حکیم نیوز: مباحث گوناگون انسان شناسانه را به رغم تنوّع شگفت انگیز آن می توانیم در چهار حوزه انسان شناسی علمی – تجربی، فلسفی، عرفانی و دینی جای دهیم. این چهار شاخه در پاره ای مبانی و اصول و نیز از جهت روش های تحقیق با یکدیگر متفاوت هستند. روش عمده در انسان شناسی علمی، فلسفی و عرفانی به ترتیب تجربی، عقلی و شهودی است و انسان شناسی دینی برپایه مراجعه به متون اصلی دین شکل می گیرد. همچنین، در انسان شناسی علمی عموماً در پی پاسخ به پرسش هایی خاص و جزیی هستیم؛ در حالیکه در رهیافت های دیگر، با پرسش های اساسی تر روبرو هستیم.

با این حال چنین می نماید که شناخت جامع از انسان بدون عطف توجّه به دستاوردهای همه این شاخه ها ممکن نیست. نگارنده در این متن بیشتر انسان شناسی اسلامی را نشانه گرفته است. با توجّه به گستردگی فوق العاده آن دسته از تعالیم و اصول اسلامی که به گونه ای با شناخت انسان در ارتباط هستند، خواهیم کوشید با گزینش چند بحث اصلی، تصویری اجمالی از دیدگاه اسلام در باب انسان به دست دهیم.

مطالب پیش گفته با کمی جرح و تعدیل برای مقوله عشق ورزی انسان نیز صادق است. تقسیم بندی های بالا برای این مقوله نیز کاربرد دارد. همچنین روش های ذکر شده نیز برای ظرفیّت عشق ورزی انسان، از جنبه های گوناگون قابل بررسی و تعمّق است. تعالیم و اصول اسلامی درباره عشق پاک و خدایی و ظرفیّت ها و قابلیّت های عشق ورزی انسان، کم نیست. جا دارد به موازات بررسی های انسان شناسانه، این جنبه حسّاس و ظریف حیات انسانی را نیز مورد کندوکاو قرار دهیم. عشق ورزی عامل حال خوب و طیب و شفای خاطر است؛ از همین رو در درمان بیماری ها دستیابی به محبت الهی و ایمان به عشق لایزالی خداوند منجر به اتصال به نقطه مطلوب می شود.

اهمیّت انسان شناسی و عشق ورزی

افزون بر وجوه عمومی اهمیّت شناخت انسان، انسان شناسی در دیدگاه دینی، از اهمیّت ویژه ای برخوردار است. شناختن آدمی و راز و رمز وجود او، دریچه های نوینی از خداشناسی را فراروی ما می گشاید؛ انسان یگانه مخلوقی است که می تواند مظهر و آینه تمام نمای حق باشد و از اینرو، درون آدمی نیز، همانند عالم برون، کانون آیات الاهی است:

به زودی نشانه های خود را در افق های گوناگون و در دل هایشان به ایشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که او خود حق است (سوره فصّلت، آیه 53).

همچنین قرآن غفلت از خویشتن را ملازم با فراموش کردن خدا می داند:

خدا را فراموش کردند و او نیز آنان را دچار خودفراموشی کرد (سوره حشر، آیه 19).

افزون بر این، انسان شناسی با دیگر آموزه های اعتقادی، نبوّت و معاد، اخلاقی و حقوقی اسلام، رابطه ای تنگاتنگ دارد؛ به گونه ای که فهم درست این تعالیم بدون شناخت انسان، میسّر نمی گردد.

اهمیّت عشق ورزی هم در زندگی انسان، بسیار زیاد است؛ چرا که انسانی که به خدای خویش عشق نورزد، به پوچی می رسد و جز تاریکی و تباهی، چیزی فرا روی خود نمی یابد. انسانی که عشق خداوند را در قلب خود احساس نمی کند به قهقرا کشیده می شود و چه بسا دست به انتحار بزند.

آفرینش آدمی و ایجاد ظرفیّت عشق ورزی

در بینش اسلامی، همه انسان هایی که تاکنون پا به عرصه گیتی نهاده اند، به رغم تفاوت های نژادی، فرهنگی، زبانی و غیره از اصلی یکتا و یگانه و ریشه ای مشترک نشأت گرفته اند. خداوند در آغاز، مرد و زنی را آفرید و سپس از نسل آن دو، دیگر آدمیان زاده شده و در طول نسل های متمادی، شمار افراد بشر رو به فزونی نهاده است:

ای مردم، از پروردگارتان که شما را از نفس واحدی آفرید و جفتش را نیز از او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد، پروا دارید (سوره ‌نسا، آیه 1).

براین اساس، شماری از آیات قرآن کریم، انسان ها را فرزندان آدم می خواند و از این رهگذر، ارتباط آنان را با نخستین حلقه تاریخ بشریّت خاطرنشان می کند.

در پاره ای آیات نیز بر این نکته تأکید شده است که آدم، به مثابه نخستین انسانی که پای بر زمین نهاد، آفرینشی متمایز با خلقت فرزندان خود داشته است؛ زیرا برخلاف فرزندان خود از آمیزش زن و مردی متولّد نگشته است. چند و چون خلقت انسان نخستین، همچون بسیاری از دیگر حقایق هستی، بر ما پوشیده است. آنچه می دانیم بیش از این نیست که دستمایه این آفرینش چیزی است که قرآن از آن به خاک، تراب، گل،‌طین، یاد می کند:

آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری را از گِل خواهم آفرید (سوره ص، آیه 71).

بر این اساس می توانیم بگوئیم که قرآن، نظریه هایی را که نژاد انسان را محصول تطوّر گونه ای از حیوانات یا موجودات انسان نما می دانند، مردود می شمارد.

خلقت استثنایی اوّلین فرد انسانی به دست خداوند، خود بیانگر یکی از ابعاد کرامت ذاتی انسان و برتری او بر دیگر موجودات هستی است.

آفرینش عشق و عشق ورزی، احتمالاً قدمت و اصالتی فراتر از تاریخ بشر دارد. به این معنا که پیش از آفرینش انسان، عشق آفریده شده بود و دلیل آفرینش انسان هم عشق بوده است.