شهادت حضرت زهرا (س) تسلیت باد:

گل تاب فشار در و دیوار ندارد

مروری بر چند فراز برجسته از زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) که بیشتر کاربردی و علمی است؛ چرا که حضرت فاطمه علیها السلام «اسوه» و «الگو» است.

گل تاب فشار در و دیوار ندارد

حکیم نیوز: گاهی شکوه بانوی بزرگ جهان، چنان دل و جان را لبریز میسازد که توان سخن گفتن را از انسان می گیرد. جایگاه رفیع حضرت فاطمه اطهر (علیها السلام) و خیره کننده دیدگان هر بیناست. باری! برخی در شناختن و شناساندن این بانو، که مادر عصمت و آینه عفاف است، به دامن روایات و آیاتی پناه می برند که گویای شأن والای و اوست.
 
در شأن حضرت فاطمه (علیها السلام) آیات بسیاری نازل گشته و روایات نیز همچون دریایی مواج و متلاطم طراوت بخش ساحل اندیشه ها و کرانه های معرفت است.
اما در این میان، راه دیگری نیز وجود دارد که ما را با ژرفای و کمالات و جلوه فضیلت های این بانو آشنا می سازد، آن هم نگریستن به سیره عملی و شیوه رفتاری آن بزرگوار است. در واقع، زندگینامه زیبا و پر نکته و آموزنده او در ابعاد گوناگون، آینه ای است که نوری از بزرگیها و فضیلت های او را بر رواق دلمان می تاباند و شبستان جان را همچون روز، روشن می سازد.
نگارنده در این نوشته مروری دارد بر چند فراز برجسته از زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها)  که بیشتر کاربردی و علمی است؛ چرا که حضرت فاطمه (علیها السلام) «اسوه» و «الگو» است.
 

معنویت در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام)

زندگی حضرت فاطمه (علیها السلام) سراسر نور و پر از معنویت بود. او توانست در خانه کوچک خود، با تمام مشکلات، به عرفان کامل برسد. وی به جایی رسید که جبرئیل امین بر او نازل می شد.
 
حضرت فاطمه (علیها السلام) عاشق عبادت بود. او در تسلیم و اطاعت و در استقبال از عبادت، چنان که به پیش رفت که حتی سلامت خویش را از یاد برد. حضرت امام باقر (علیه السلام)  در شأن عبادت او فرمود: «کانت تقوم حتی تورم قدماها» روزی رسول خدا نه به او فرمود: «دخترم از خدا چیزی بخواه که جبرئیل از جانب خدا وعده اجابت داده است.»، حضرت فاطمه (علیها السلام) عرض کرد: «حاجتی جز توفیق در بندگی خدا ندارم. آرزویم این است ناظر جمال او باشم و به وجه کریمش نظاره کنم» و خود در مناجاتش می فرمود: «أسالک لذة النظر الى وجهک.» همسر و فرزندان او، عاشق معبود یگانه بودند. خانه ای که پر از نور و نماز و قرآن و عبادت است، ارزشمند است.
 
حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هر دو عاشقانه و خالصانه عبادت می کردند. این طور نبود که فقط على علیه السلام در نماز غرق شود؛ بلکه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  نیز چنان در محراب به عبادت می ایستاد که از شدت ترس، نفسش به شماره می افتاد. امروز باید زن و مرد به این زوج ملکوتی اقتدا کنند و هر دو به معراج عرفان، معنویت و سیر و سلوک برسند. علامه مجلسی در مورد خانه على ال و حضرت فاطمه (علیها السلام) و از انس - بن مالک، و بریره نقل می کند: هنگامی که رسول خدا به این آیه شریفه را خواند: « فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ »(1)؛ در خانه هایی مانند معابد، مساجد و منازل انبیا و اولیا(خدا رخصت داده که آنجا رفعت یابد و در آن، ذکر نام خدا شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند.)

مردی برخاست و سؤال کرد: ای رسول خدا! این خانه ها کدامند؟ حضرت فرمود: خانه های انبیا. سپس ابوبکر برخاست و پرسید: ای رسول خدا! آیا این خانه (اشاره به خانه حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه (علیها السلام) نیز از همان خانه هاست؟ حضرت فرمود: آری و از برترین آنان است.
 
ابن عباس می گوید: در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بودیم که یکی از قاریان قرآن آیه «فی بیوت أذن الله...» را تلاوت کرد. پرسیدم: ای رسول خدا! این خانه ها کدام خانه ها هستند؟ حضرت فرمود: خانه های انبیا. و سپس با دست خویش به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  لم اشاره کرد.
 

حضرت زهرا (سلام الله علیها) و ترس از قیامت

حضرت زهرا (سلام الله علیها)  به شدت از روز قیامت و سختی آن نگران بود. او از پدرش رسول خدا ناله درباره چگونگی زنده شدن و احوال قیامت سؤالات بسیاری می نمود. را علامه مجلسی رحمه الله و می نویسد:
هنگامی که آیه « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ * لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِکُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ» بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد، آن حضرت به شدت گریست و یارانش نیز با گریه آن حضرت، گریه کردند؛ اما کسی نمی دانست که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چرا می گرید و جبرئیل چه چیزی را بر او نازل کرده که باعث گریه فراوان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شده است.

از طرفی، هیچ کس یارای سخن گفتن با آن حضرت را نداشت. اصحاب چون می دانستند وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که نگاهش به حضرت فاطمه (علیها السلام) می افتد، شاد می گردد، فردی را به خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) فرستادند تا وی را از این ماجرا و گریه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با خبر سازد. دختر رسول خدا با شنیدن این خبر برآشفت و خانه را به قصد مسجد دیدار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت هنگامی که حضرت فاطمه (علیها السلام) نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد، فرمود: «پدر جان! جانم فدایت باد! چه چیز تو را به گریه در آورده است؟!» پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آنچه را که جبرئیل بر او نازل کرده بودن بر دخترش تلاوت کرد.

حضرت فاطمه (علیها السلام) از شدت ترس و وحشت، با صورت بر زمین افتاد، در حالی که می فرمود: «الویل و ثم الویل لمن دخل فی النار؛ وای، پس وای بر کسی که وارد دوزخ شود»!
حضرت على علیه السلام دست بر سر می گذاشت و فریاد میزد: «وا بعد السفر وا قلة زاد فی سفر القیامة؛ وای از دوری سفر، وای از کمی توشه راه سفر قیامت»!
 

انس با قرآن کریم

توجه ویژه حضرت زهرا (سلام الله علیها) به قرآن کریم، درس دیگری به شیفتگان این کتاب آسمانی می دهد. حضرت فاطمه (علیها السلام) و فرمود: «حبب الى من دیناکم ثلاث، تلاوت کتاب الله، و النظر فی وجه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و الإنفاق فی سبیل الله؛ سه چیز از دنیای شما را - دوست دارم: تلاوت قرآن کریم، نگاه به چهره مقدس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و انفاق در راه خدا.» 
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، با قرآن مأنوس بود و پیوسته از خانه کوچکش آوای خوش قرآن به گوش می رسید. گفته های باران و اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مؤید این سیره و شیوه آن بانوی با عظمت است.
حضرت فاطمه (علیها السلام) به قرآن اهمیت می داد، به گونه ای که وصیت کرد در شب اول قبر، علی اف بر مزارش بسیار قرآن و بخواند. حتى خادمه اش فضه نیز تا بیست سال به غیر قرآن لب نگشود و جز با قرآن پاسخ نداد.
 

دعا برای دیگران

حضرت فاطمه (علیها السلام) چگونه سخن گفتن با خدا و دعا کردن را به آیندگان آموخت. او در دعا نیز همه را بر خود مقدم می داشت. امام حسن علیه السلام می فرماید:
 
مادرم حضرت فاطمه (علیها السلام) را در شب جمعه ای دیدم که پیوسته در حال رکوع و سجود بود تا این که صبح دمید و شنیدم که مردان و زنان با ایمان را نام می برد و بسیار برای آنان دعا می کرد؛ اما ندیدم حتی یک بار برای خود دعا کند. از روی تعجب گفتم: ر مادر! چرا برای خودت دعا نمی کنی و از خدا چیزی نمی خواهی؛ همان گونه که برای دیگران دعا می کنی؟ مادرم در پاسخ فرمود: «یا بنی؟ الجار ثم الدار، فرزندم! اول همسایه سپس اهل خانه.»
 

حجاب و عفاف

حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم در سخن، معلم حجاب بود، هم در رفتار، اسوه عفاف. وی عقیده داشت: «بهترین چیز برای زن، آن است که نه مردان نامحرم او را ببینند و نه او مردان نامحرم را.» على علیه السلام می فرماید: روزی با گروهی از اصحاب، خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به بودیم. آن حضرت به اصحاب فرمود: صلاح و مصلحت زن در چیست؟ هیچ کس نتوانست پاسخ صحیحی بدهد، وقتی که اصحاب متفرق شدند، من به خانه رفتم و موضوع سؤال رسول خدا به را به حضرت فاطمه (علیها السلام) گفتم، فرمود: من جوابش را می دانم صلاح زن در آن است که مردان بیگانه را نبیند و مردان بیگانه هم او را نبینند.» من هنگامی که خدمت رسول خدا و رسیدم، عرض کردم:

حضرت فاطمه (علیها السلام) در پاسخ سؤال شما چنین فرموده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سخن پخته و منطقی زهرا (سلام الله علیها) را پسندید و فرمود: «حضرت فاطمه (علیها السلام) پاره تن من است»

البته در توضیح فرموده حضرت زهرا (سلام الله علیها) توان گفت که عدم رعایت پوشش از طرف زنان در جامعه، می تواند فساد مردان را به دنبال داشته باشد که سرانجام این بی مبالاتی، به سستی بنیان خانواده و اجتماع انجامید. پس بهترین، زیباترین و با صفاترین زندگی برای زنان در پرتو سخن پر مغز زهرا (سلام الله علیها)  و خلاصه می شود که: «صلاح زن در آن است که نه او مرد بیگانه را ببیند و نه مرد بیگانه او را.»
 
حضرت زهرا (سلام الله علیها)  و همان گونه که فرمود، طبق آن نیز رفتار کرد. تا آنجا حجاب را رعایت می کرد که روزی یکی از مسلمانان به نام «ابن مکتوم» که نابینا بود، به خانه حضرت و آمد. حضرت فاطمه (علیها السلام) از آن اتاق به اتاق دیگری رفت، به او گفتند: ابن مکتوم نابیناست. حضرت فرمود: او نابیناست؛ اما من که نابینا نیستم.

از وصیت های حضرت فاطمه (علیها السلام) این بود که: «پس از مرگ، بدن مرا داخل تابوتی بگذارید، تا حجم بدنم پیدا نشود.» این شیوه تا آن زمان مرسوم نبود و این وصیت، درسی از عفاف و حجاب و حیا بود که بانوان باید آن را مورد توجه قرار دهند.


فعالیت های سیاسی- اجتماعی

حضرت فاطمه (علیها السلام) در برابر مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی، بی تفاوت نبود و پیوسته جبهه حق را یاری می کرد. در صحنه های اجتماعی و دفاع از دین و رهبر، حاضر بود. حضرت در جنگ احد شرکت داشت و به امدادگری و مداوای زخم های رسول خدا ان مشغول بود. پس از رحلت رسول اکرم له که خلافت غصب شد و «فدک» را از او گرفتند، همراه زنان بنی هاشم به مسجد آمد و در جمع مسلمانان حاضر، در خطبهای عزا که پشت پرده خواند، از بدعتها، ستم ها، حق کشی ها، فراموش کردن وصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و احیای سنت های جاهلی انتقاد کرد.
 
حضرت فاطمه (علیها السلام) در اثبات حق و مقابله با انحراف در رهبری امت اسلامی، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و این امر را تکلیف خود دانست. گاهی شبها همراه على الع به در خانه مهاجرین و انصار می رفت و حمایت از ولایت و وصیت رسول را در یادها زنده می کرد و آنان را به دفاع از حق شوهرش در مسئله خلافت و حق خودش فرا می خواند، اگرچه جز کلامی سرد و بی مهر نمی شنید!
 
حضرت فاطمه (علیها السلام) عنایت ویژه ای به مسئله دفاع از امامت و ولایت امام على علیه السلام داشت و به عنوان یک وظیفه اجتماعی در قالب های مختلف روی آن اهتمام و جدیت می ورزید. در مسئله «فدک» آن چیزی که جوهر اصلی کارها و پیگیری های حضرت فاطمه (علیها السلام) بود، همان دفاع از «حق ولایت حضرت امیر مؤمنان » بود. حتی آخرین وصیت او یعنی تشییع، به خاک سپاری و مخفی نگه داشتن قبر هم در واقع تداوم حضور سیاسی و اجتماعی حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود. این وصیت، میزان هدفداری و بزرگواری ایشان را نشان می دهد. تا حضرت زنده بود، علی ای حامی نیرومندی داشت. به تعبیر بعضی از بزرگان: «به خاطر حضرت فاطمه (علیها السلام) ، حرمت حضرت امیر مؤمنان علیه السلام را تا حدی پاس می داشتند؛ اما پس از شهادت آن مظلومه، على ان تنها و بی پناه و مظلوم تر شد.» در یک جمله، حضرت فاطمه (علیها السلام)، فدایی امامت و رهبریت شد.
اینها و نمونه هایی دیگر از سیره رفتاری آن بانوی بی همتا، جلوه های الگو بودن او برای همه فضیلت خواهان و حق جویان است که در پی «اسوه» و سر مشق «چگونه زیستن» اند.
امید است این خصلت ها و رفتارها، چون تابلویی، پیوسته در برابر دیدگانمان باشد. و اگر همواره آن حضرت را سرمشق و اسوه می دانیم و معرفی می کنیم، «ابعاد الگویی» او را نیز در قالب سیره عملی ور فتاری حضرتش بشناسیم و بشناسانیم. زیرا این۔ گونه، بهتر می توان مشی و مرام فاطمی را در بستر زندگی و اخلاق عینی پیاده کرد.

 

ناگفته نماند آنچه حضرت فاطمه (علیها السلام) را اسوه و نمونه ساخته، کمال انسانی اوست و بدین خاطر، متعلق به عالم انسانیت است. ارزش های انسانی، اختصاص به زن یا مرد ندارد و به تبع آن، اسوه های انسانی نیز همین گونه اند. در یک جمله، حضرت فاطمه (علیها السلام) چنان که اسوه زنان است، اسوه مردان نیز هست. همان گونه که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان علیهم السلام این چنین اند.
 
باید توجه داشت که سنت های الهی و قوانین هستی، که قواعد حاکم بر زندگی انسان بخشی از آن است، همه ثابت و غیر قابل تغییرند. رابطه آسان با خدا و با جامعه و طبیعت، رابطه ای است که در جوهر خود از اصول ثابتی تبعیت می کند و قابل تغییر نیست و حضرت زهرا (سلام الله علیها) به عنوان زنی که عالم به این ارزشها بوده و بر طبق موازین الهی و انسانی زندگی می کرده، می تواند الگوی همه انسانها تا انتهای تاریخ» باشد.


 
به عبارت دیگر، همان طور که «دین» امر ثابتی است، «الگو» هم می تواند ثابت و جاودانه باشد؛ لذا زندگی و سلوک آن حضرت همواره برای انسانها «چه در حال و چه در آینده» اسوه و الگوست.
از خصوصیات اسوه های الهی این است که همواره از سایر افراد بشر در مراتب کمال انسانی پیش قدم هستند و این تقدم به صورتی است که بشر هر چه در ابعاد مختلف رشد کند، باز هم نمی تواند بی نیاز از آنان باشد. ما انسانها هر چه سعی و تلاش کنیم، به افق فضائل آنان نمی رسیم و نمی توانیم در حدود آنان و مانند آنها عمل کنیم، ولی باید در محدوده توان و استعداد خود در مسیر آنان حرکت نماییم.
 
این که می گوییم حضرت فاطمه (علیها السلام) یا سایر حضرات معصومان علیهم السلام الگوی همگانند، بدان معنا نیست که باید حضرت فاطمه (علیها السلام) یا علی علیه السلام شد، بلکه مقصود «حضرت فاطمه وار بودن و حضرت فاطمه گونه زیستن» است...
 
در سخنی از امام صادق آل محمد علیه السلام آمده است: به خدا سوگند! من شما و روح های تان و بوی خوش تان را دوست می دارم. ما را در این جهت با پرهیزکاری و تلاش خود یاری کنید. هرگز به ولایت ما نمی رسید جز با کوشش و تقوا. و کسی که دیگری را به عنوان «امام» و «اسوه» برگزیده است، باید عملش مطابق با عمل او باشد.